حسن حسين زاده شانه چى

90

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

آنان مىتوان به ابو القاسم بلخى اشاره كرد كه مدت‌ها در شهر بلخ سكونت داشت . شهر رى ، در استان جبال نيز از حوزه‌هاى فعاليت متكلمان معتزلى به شمار مىرفت . متكلمان هم‌چنين در ساير بلاد اسلامى به‌ويژه در نواحى شرقى پراكنده بودند و اين متأثر از مذهب فقهى غالب در اين نواحى ، يعنى فقه ابو حنيفه بود كه مخالفتى با به كارگيرى عناصرى غير از نقل در استنباطهاى دينى نداشت . ولى در نواحى غرب اسلامى كه فقه مالكى و شافعى پرچم‌داران سنت‌گرايى بودند ، انديشه‌هاى اعتزالى و كلامى با استقبال چندانى روبرو نشد و بلكه در مواردى با مخالفت‌ها و دشمنىهايى مواجه مىگرديد . فلسفه به‌عنوان مباحث صرف عقلى و نمودى از عقل‌گرايى محض ، ديرتر از كلام در بين مسلمانان رواج يافت و توسعهء آن را بايد با ترجمهء آثار انديشمندان يونانى و رومى ، و احتمالا ايرانى به عربى همزمان دانست . نخستين چهرهء شاخص فلاسفهء مسلمان ، يعقوب بن اسحاق كندى ( م 258 ق ) است كه سخت متأثر از فلسفهء ارسطويى بود و به رياضيات و ماوراء الطبيعه علاقه‌مند بود و به ترجمهء آثار يونانيان به عربى شهره گرديد . در نيمهء قرن سوم هجرى دو تن از شاگردان او شهرت يافتند ؛ احمد بن محمد سرخسى ( م 286 ق ) معلم خاص المعتضد بود كه در كيميا و تاريخ و جغرافيا تبحر داشت ، و ديگرى ابو معشر بلخى ( م 272 ق ) ، ستاره شناس و رياضىدان بنام همين عصر بود . ابو بشر متى بن يونس ، حكيمى بزرگ در بغداد بود كه چند دهه بعد مىزيست و در ايام خلافت الراضى ( خلافت 322 - 329 ق ) درگذشت و در تدريس و شرح آثار ارسطو تبحر داشت . هم‌زمان با او ، مشهورترين فيلسوف اين عصر ، ابو نصر محمد فارابى ( م 339 ق ) زندگى مىكرد كه گويا از انديشه‌هاى او نيز بهره گرفته بود . فارابى كه به معلم ثانى « 1 » شهرت يافته

--> ( 1 ) . معلم اول به ارسطو اطلاق مىشود .